روان درمانی بدنی، شاخهای از درمان که بر تعاملات بین بدن و ذهن تمرکز دارد، مبتنی بر اصل عملکردی متحدانه بدن و ذهن است. این رویکرد به درمان که برگرفته از چندین شاخه علم و روانشناسی است، یک درمان چندکاره است که میتواند در هر دو رویکرد درمانی فردی و گروهی مورداستفاده قرار گیرد.
روان درمانی بدنی شامل تکنیکهای لمس، تنفس و حرکت است تا به طیف وسیعی از نگرانیهای سلامت روانی و جسمی که ممکن است افراد را به درمان سوق دهد، رسیدگی کند.
تاریخچه و سیر تحول
روان درمانی بدنی که ریشه آن به رویکرد روانکاوی باز میگردد، توسط ویلهلم رایش روانکاو، شاگرد قدیمی زیگموند فروید، تأسیس شد. او علاقه خود را به تعامل بین بدن و ذهن به ایجاد مجموعهای از مفاهیم و تکنیکهای روان درمانی بدنمحور هدایت کرد. او متوجه شد که برخی از تجربیات زندگی، خود را به روشهای مشخصی نشان میدهند و رایش، با استفاده از اصطلاح «زره شخصیت» برای اشاره به این تظاهرات فیزیکی و عاطفی، طیفی از تکنیکها را توسعه داد که در راستای هدف درمان هم به بدن و هم ذهن پرداخته میشد. این کار که رایش آن را تحلیل شخصیت نامید، شالودهای را برای عمل «درمان نباتی» که امروزه معمولاً بهعنوان روان درمانی بدنی شناخته میشود، ایجاد کرد.
رویکرد درمان نباتی ویلهلم رایش توسط حوزه روانکاوی رد شد و مفهوم او از لمس درمانی مفهومی بحثبرانگیز انگاشته شد. رایش در سال 1933 روانشناسی تودهای فاشیسم را منتشر کرد و در سال 1936 از انجمن بینالمللی روانکاوی اخراج شد. بااینوجود، ایدههای رایش الهامبخش ایجاد چندین شاخه از روان درمانی بدنی، از جمله تحلیل انرژی زیستی، بیوسنتز و هاکومی و چندین نام دیگر بود.
امروزه روان درمانی بدنی به اشکال مختلف توسط درمانگران در سراسر جهان انجام میشود. انجمنهایی مانند انجمن اروپایی روان درمانی بدنی (EABP) و انجمن روان درمانی بدنی ایالات متحده (USABP) بر حوزه روان درمانی بدنی نظارت دارند و به متخصصان علاقهمند آموزش میدهند.
روان درمانی بدنی چگونه کار میکند؟
روان درمانی بدنی که شاخهای از روانشناسی جسمانی محسوب میشود، بر این مفهوم استوار است که افراد جهان را نهتنها از طریق افکار و احساسات خود، بلکه به طور همزمان از طریق بدن خود نیز تجربه میکنند.
در نظر گرفته میشود که این رویکرد به درمان، تجربیتر از اشکال سنتی درمان است. از جمله رویکردهای متأثر از آن میتوان به روانشناسی گشتالت، رقصدرمانی، هنردرمانی سیستمهای خانواده، زیستشناسی، عصبشناسی و فلسفه خاور دور اشاره کرد.
مفاهیم اساسی روان درمانی بدنی
- ذهن-بدن: ذهن بدن شاید اساسیترین مفهوم روان درمانی بدنی بوده و نشاندهنده ادغام بدنمند افکار، احساسات و تجربیات و احساسات فیزیکی بدن است. در راستای رسیدگی مؤثر و کلی به نگرانیها، میتوان به تمام بخشهای یک فرد در نقاط مختلف درمان دسترسی داشت.
- زرهپوشی و شخصیت: زرهپوشی مفهومی است که توسط رایش ایجاد شد. او معتقد بود که مردم برای محافظت از خود در برابر دردهای عاطفی و فیزیکی، سیستمهای «زره» یا تنش/سفتی ماهیچهای را توسعه میدهند. طبق گفته رایش و پیروانش که پنج نوع شخصیت را در ارزیابی استفاده از این سیستمها ایجاد کردند، این مجموعههای زرهها در رشد «شخصیت» افراد مشارکت میکنند.
- انرژی: مفهوم انرژی در کاربست روان درمانی بدنی نقش اساسی دارد. انرژی ذخیره شده و آزاد شده در بدن نقش مهمی در نحوه حرکتکردن، تجربه و شفایافتن از درد و تعامل با جهان دارد. چیزهایی مانند جریان و رهاسازی انرژی، ضربان و انقباض عضلانی، و شارژ و تخلیه انرژی، همگی چیزهایی هستند که رواندرمانگران بدن در طول درمان به آنها توجه میکنند.
- حافظه بدن: این فرضیه بحثبرانگیز است که خاطرات واقعاً میتوانند در بدن ذخیره شوند. رواندرمانگران بدن بر این باورند که به همین دلیل، برخی از خاطرات را نمیتوان از طریق گفتاردرمانی پردازش کرد، اما این خاطرات تروماتیک و تنشهای مشکلساز اغلب میتوانند از طریق کار با بدن و سایر تکنیکهای فیزیکی آزاد شوند.
- تروما: مفهوم روان درمانی بدنی از تروما با حافظه بدن مطابقت دارد و به این موضوع اشاره دارد که تجربیات تروماتیک میتوانند باعث ایجاد انرژی یا انسداد شوند که منجر به ناراحتیهایی در سلامت جسمی و روانی شود.
تکنیکهای مورداستفاده در روان درمانی بدنی
وقتی فردی روان درمانی بدنی را شروع میکند، اولین جلسه ممکن است از قالبی شبیه به جلسه گفتاردرمانی پیروی کند. درمانگر معمولاً ابتدا ارزیابیهایی را برای جمعآوری اطلاعات در مورد نگرانیهای حاضر، روابط بینفردی، و تجارب ازدستدادن، تروما و در معرض سوءاستفاده قرارگرفتن انجام میدهد. درمانگر همچنین از خواندن بدن استفاده میکند، یک تکنیک ارزیابی که به شناسایی چگونگی ارتباط بدن فرد با اطلاعات مهم کمک میکند.
هنگامی که نگرانیهای ارائه شده شناسایی شد و اهداف درمان مشخص شد، درمانگر از تکنیکهای مختلف طراحی شده برای ایجاد آگاهی بیشتر از بدن و ذهن استفاده میکند. این تکنیکهای انتخابشده برای برآوردن مجموعهای از نیازهای منحصربهفرد هر فرد بر اساس نگرانیهای سلامت روان، مشاهدات بدن، و ظرفیت فرد برای بینش و آگاهی طراحی شدهاند.
درمانگران ممکن است جنبههای گفتگوی گشتالت درمانی، رقص/حرکتدرمانی، و تجربه جسمانی را همراه با تکنیکهای زیر به کار گیرند:
- تمرکز: درمانگر به فرد کمک میکند تا به درون نگاه کند و از درون به بیرون آرام شود.
- آرامگیری روی زمین: درمانگر از فرد تحت درمان میخواهد که خود را با جریان انرژی از بدنش به زمین هماهنگ کند. تمرینات کششی، ارتعاشی و تنفسی در درمان به فرد آموزش داده میشود تا به او کمک کند احساس ارتباط با این جریان انرژی را تجربه کند.
- تماس و کار بدنی: درمانگر از لمس درمانی برای جلبتوجه به تنش بدن، روی ریلکسیشن یا آرامش کار میکند یا به سازگاری فرد در لمس ایمن کمک میکند. این تمرین ممکن است شامل تکنیکهایی باشد که از دست گذاشتن روی شانه بهمنظور اطمینانبخشی تا ماساژ بیودینامیک را شامل میشود. کار بدنی همچنین میتواند به شکل مداخلات رقص/حرکتدرمانی باشد.
- تنفس: بر اساس این فرض که مردم گاهی اوقات هنگامی که میخواهند جلوی احساسات را بگیرند، نفس نمیکشند، تکنیکهای تنفس از افراد در برقراری ارتباط مجدد با نفسهایشان برای ایجاد تعادل و آرامش حمایت میکنند.
چه کسی روان درمانی بدنی را ارائه میدهد؟
تعدادی از متخصصان بهداشت روان در سراسر جهان روان درمانی بدنی و اشکال مشابهی از درمان را ارائه میدهند. در ایالات متحده، انجمن ایالات متحده برای روان درمانی بدنی، استانداردهای کاربرد و استفاده از روان درمانی بدنی را حفظ میکند. متخصصانی که میخواهند روان درمانی بدنی را به فعالیت خود اضافه کنند، میتوانند از برنامههای متعددی که آموزشهای تخصصی در مدلهای روان درمانی بدنی ارائه میدهند، انتخاب کنند.
ازآنجاییکه روان درمانی بدنی شامل کار نزدیک با لمس و حرکت است، توصیه میشود که شرکتکنندگان بالقوه مطمئن شوند که فردی که به آنها کمک میکند متخصصی آموزشدیده است.
روان درمانی بدنی چگونه میتواند کمک کند؟
این رویکرد جامع به درمان برای پرداختن به نگرانیهای ذهن و بدن بهعنوان یک موجودیت کار میکند. طرفداران این رویکرد معتقدند که بسیاری از مسائلی که بر بهزیستی عاطفی تأثیر میگذارند، ناشی از سرکوب مداوم خاطرات تروماتیک یا آسیبزا است که در بدن نگهداری میشوند. این اثرات ممکن است بهعنوان نگرانیهای جسمانی – سردرد، بیخوابی، خستگی، درد مزمن – از طریق چیزی که بهعنوان جسمانیسازی شناخته میشود، تجربه شوند. آنها همچنین ممکن است بر عملکرد روزانه تأثیر بگذارند و بر روابط، صمیمیت یا خلق فرد تأثیر بگذارند.
افرادی که تروما یا قرارگرفتن در معرض سوءاستفاده را تجربه کردهاند ممکن است متوجه شوند که روان درمانی بدنی به آنها کمک میکند تا یک رویکرد جایگزین برای حلوفصل تأثیرات منفی و اثرات ماندگار این رویدادها پیدا کنند. این درمان همچنین ممکن است برای افرادی که در تلاش برای بهبودی از سوءمصرف مواد یا اعتیاد هستند یا فقدان قابل توجهی را تجربه کردهاند مفید باشد.
تحقیقات اخیر همچنین روان درمانی بدنی را بهعنوان یکی از روشهای بالقوه درمان اضطراب نشان داده است. مطالعهای که در سال 2009 منتشر شد، بهبود بیشتری را در شرکتکنندگانی که روان درمانی بدنی متمرکز بر عاطفه دریافت کردند، نسبت به افرادی که درمان استاندارد دریافت کردند، نشان داد. برخی از محققان بر این باورند که روان درمانی بدنی ممکن است برای مسائل مرتبط با اضطراب به خوبی کار کند زیرا اضطراب هم از نظر جسمی و هم از نظر هیجانی تجربه میشود و کار فیزیکی و هیجانی انجام شده در روان درمانی بدنی میتواند به افراد کمک کند تا تنشی را که در نتیجه اضطراب خود تجربه میکنند، کاهش دهند.
نگرانیها و محدودیتها
از زمان کنار گذاشته شدن زودهنگام آن توسط حوزه روانکاوی، رشته روان درمانی بدنی از نظر شناخت آن بهعنوان یک درمان مناسب برای درمان شرایط سلامت روان، راهی طولانی را طی کرده است. بهعنوان یک کل، این زمینه برای حمایت از استانداردهای اخلاقی، تسهیل تحقیقات تجربی و تثبیت بیشتر خود بهعنوان یک کاربست مبتنی بر شواهد انگیزه داشته است. بااینحال، شواهد علمی بیشتری برای حمایت بیشتر از اثربخشی روان درمانی بدنی مورد نیاز است.
علاوه بر این، استفاده از لمسکردن هنوز بحثبرانگیز است: افرادی که تحت درمان هستند و با محدودیتهای مناسب و/یا اشکال ایمن لمس مشکل دارند، ممکن است در معرض خطر آسیب قرار گیرند. درمانگران همچنین خطر استفاده از لمس را برای برآوردن نیازهای خود بهجای نیازهای کسانی که در درمان هستند، به خطر میاندازند.
ازآنجاییکه روان درمانی بدنی طبیعتاً برای بازیابی تجربیات عاطفی اولیه و آسیبهای روحی طراحی شده است، پتانسیل آسیبدیدگی مجدد یا بازگشت آسیبرسانی وجود دارد. کار با پزشکان مجرب و دارای گواهی میتواند در برابر خطرات احتمالی، در روان درمانی بدنی یا هر شکل دیگری از درمان سلامت روان محافظت کند.
درمان هیجان مدار بهعنوان روان درمانی بدنی
درمان هیجان مدار که در ابتدا درمان فرایندی-تجربهای نام داشت با تمرکز خود بر روی هیجانات، آگاهی هیجانی مراجعین را افزایش میدهد و با تنظیم و دگرگونی هیجانات به آنها در کشف و خلق معنا پیرامون تجربیاتشان کمک میکند. شایانذکر است که درمانگران در این نوع درمان، با کلیت تجربه مراجع و نه فقط هیجانات او کار میکنند و در این راستا توجه به بدن و هیجانات از مؤلفههای اصلی این نوع درمان محسوب میشود.
برای مثال لزلی گرینبرگ در دهه 1980 اصول و دیالوگهای گشتالتی را بهعنوان بخشهای اصلی درمانی به رویکرد هیجان مدار اضافه کرد. او بعدها با ساندرا پایویو در سال 1997 درمان هیجان مدار را برای درمان تروما توسعه داد که در آن از اطلاعات بدن (ژست، تنش، حرکات، تنفس و…) برای تنظیم هیجان و دسترسی به هیجانات اولیه استفاده میشود. همچنین یوجین جندلین در سال 1963 از اصطلاح “حس احساسشده” برای اشاره بهنوعی آگاهی پیچیده و درعینحال مبهم استفاده کرد که گویی در میان جسم و ذهن قرار دارد.
متخصصان ما در کلینیک روانشناسی دلوین در زمینه درمان هیجان مدار بهصورت حرفهای آموزشدیده و رویکردی یکپارچه برای درمان اختلالات و مشکلات روانی اتخاذ کردهاند که بدن در آن بخش مهمی از سیر درمان است.






